اسم
فعل
صفت
گرامر
100

وقتی آب خیلی کم است 

خشکسالی

100

وقتی یک رییس به کارمندان می گوید کاری را باید انجام بدهند. او به آنها..........

دستور می دهد 

دستور دادن 

100
خاکی

فروتن 

humble 

100

اسم =فروتن 

فروتنی

200

وقتی چیزی برای ما خوب است یا به ما کمک می‌کند، می‌گوییم آن ....دارد.

فایده 

benefit- usefulness 

200

گوش دادن به دستور/فرمان 

اطاعت کردن 

200

چیزی که فایده دارد 

مفید 

200
  قید=فروتن

 فروتنانه

300

یک لقب برای خدا به معنی به وجود آورنده

آفریننده

creator 

300

معمول شدن یا بین مردم زیاد استفاده شدن.

رایج شدن/ رواج یافتن (پیدا کردن)

300

وسایلی مثل تنبک/گیتار را می گویند

ساز

300

مخفی=قید

مخفیانه

400

داستانهای قدیمی 

افسانه

400

وقتی کسی کاری را انجام می‌دهد که سخت، ترسناک، یا خطرناک است، می گوییم او...............

جرات کردن: to dare

جرات داشتن: to have courage

400

چیزی که خیلی خنده‌دار یا مسخره است.


مضحک

400

 اسم = بی رحم

بی رحمی

500

خبر خوب یا خبر خوشحال‌کننده.


مژده

500

وقتی چیزی را تعمیر، اصلاح یا تغییر می‌دهیم تا بهتر شود، آن را......؟

بهسازی می کنیم 

to improve, to upgrade, to optimize 

500

وقتی یک عقیده بسیار تند وشدید و بیشتر از حد معمول است

افراطی

500

قید=افراطی

به طور افراطی
600

شکستن یا کنار گذاشتن یک رسم، عادت، یا سنت قدیمی.

سنت شکنی

breaking traditions -Nonconformity


600

وقتی کسی یا چیزی در برابر مشکل، خستگی، یا شرایط سخت مقاومت می‌کندto resist و ادامه می‌دهد، او 

دوام آوردن

to last/to endure/ to survive 

600

چیزی که لازم و ضروری است و باید انجام شود.


واجب

600

قید=بی طرف

بی طرفانه

700

وقتی یک نفر خبر،  یا اطلاع مهمی را از جایی به جای دیگر می‌رساند

پیام آور

700

to be affected by 

to undergo

دستخوش .. شدن 

700

وقتی به چیزی یا کسی وفادار هستی 

پایبند

loyal- committed 

800

یادبود

گرامیداشت

800

وصل کردن، مرتبط کردن، یا برقرار کردن ارتباط بین دو چیز.

پیوند دادن 

to connect 

800

مهم، معروف یا قابل توجه

برجسته

distinguished- prominent  

M
e
n
u