لغت اختصاصی
گرامر : نه تنها ... بلکه
فعل verb
Terminology/idiom
اصطلاحات
لغت
100

اختلاس

embezzlement

100

او هم قدبلند و هم لاغر است

او نه تنها قد بلند بلکه لاغر هم هست

نه تنها او قد بلند بلکه لاغر هم هست

100

پرداخت کردن

to pay

100

سرنوشت ساز

game changer 

100

در مقایسه با

compere to / compare with 

200

مالیات اصناف

Guilds tax, Trade tax

200

آمریکا هم بزرگ و هم زیباست

 آمریکا نه تنها بزرگ بلکه زیبا هم هست

نه تنها آمریکا بزرگ بلکه زیبا هم هست

200

به ... پرداختن

to address ... / to do ....

200

ساز و کارهای اداری

administrative mechanism

200

در ارتباط با

in connection with / in regard to

300

فرار مالیاتی

tax evasion 

300

دیروز هوا هم گرم بود و هم باران آمد

دیروز نه تنها هوا گرم بود بلکه باران هم آمد / می آمد

نه تنها دیروز هوا گرم بود بلکه باران هم آمد / می آمد

300

در اختیار قرار دادن

make available / put at disposal

300

شانه خالی کردن

to evade responsibility 

300

مبلغ

cost

400

خصوصی سازی

privatization

400

خواهرم هم به مهمانی می رود هم در مهمانی آواز می خواند

 نه تنها خواهرم به مهمانی می رود بلکه در آنجا آواز هم می خواند

400

دور زدن (تحریم)

to bypass (sanction)

400

دانه درشت

big shot

400

نه چندان

not much

500

سهمیه بندی

rationing 

500

او هم یک رهبر خوب و هم یک سخنور خوب است

او نه تنها یک رهبر خوب بلکه یک سخنور خوب هم هست

500

موظف شدن

to be obliged

500

کله گُنده

big shot

500

اعم از 

including

M
e
n
u