Synonyms
Vocab
Synonyms
Plural
Synonyms
100

نبود

عدم

100

سقوط

to fall, to collapse

100

جسد

جنازه

100

حادثه

حوادث

100

پیامد

نتیجه

200

جان باختن

مرگ 

 به کام مرگ کشاندن

از مرگ ۵ نفر خبر داد 

سیل جان ۵۰۰ نفر را گرفت

200

فوق العاده

فوق العاده (wonderful, phenomenon) 

شام فوق العاده ( excellent, wonderful) 

وضعیت فوق العاده (state of emergency)

200

مفقود شدن

ناپدید شدن

200

اداره

ادارات

200

فرا گرفتن

احاطه کردن


300

مجروح

مصدوم، زخمی

300

بی سابقه

unprecedented

300

جان گرفتن

کشتن

300

مسئول

مسئولین / مسئولان

300

راهی کردن

فرستادن

400

باعث شدن

موجب شدن

400

خسارت

damage, loss

400

سقوط

ریزش

400

مصدوم

مصدومین / مصدومان

400

زخمی

مجروح

500

ویران / ویرانی

خراب / تخریب

500

آوار

debris, rubble

500

باران سیل آسا

باران شدید

500

عضو

اعضا

500

علت

دلیل