آلاینده ها
Pollutants
کافی
adequate, enough
مصرف کردن
to consum, to intake
پساب
فاضلاب
پختن سبزیجات و میوهها باعث از دست رفتن برخی از خواص آنها میشود
باعث ... می شود
فاضلاب
sewage
قابل توجه
significant
به خطر انداختن
to endanger
دارای
حاوی
پسابهای صنعتی وارد شده به رودخانه ها باعث مرگ هزاران ماهی شده است
باعث شده است
بیماریهای قلبی و ریوی
Heart and lung diseases
مخرب
destructive, detrimental
محافظت کردن
to protect
مصرف کردن
خوردن / میل کردن
ذرات سمی معلق در هوا میتواند موجب عوارض دراز مدت ریوی شود
موجب شود
مبتلایان به
suffering from/effected by ...
ناشی از
arising from
تولید کردن
to produce, to make
مبتلایان
بیماران
بخاطر صدای بلند موسیقی، راننده توان تمرکز نداشت
توان نداشت
مراکز صنعتی
industrial centers
حاصلخیزی
fertility
وارد کردن
to inflict, to import, to inject
مبتلا شدن
دچار شدن
وقتی وضعیت هوا بدتر میشود، آنوقت به سراغ محدود کردن رفت و آمد خودروها میروند
به سراغ می روند