vocab لغت
ماهیت
essence , nature
اجتهاد
مجتهد / جهاد
اجلاس
نشست
رای گیری کردن
to vote, to put to vote
رجال
دولتمرد / دولت مرد
بی اعتنایی
ignoring
بستگان
بستگی / وابسته
دایمی
همیشگی
تکیه کردن
to rely on
مملکت
کشور
طاغوتی
evil
رفیق
رفاقت
بازنگری
بازبینی
پیروی کردن
to follow
مطیع
فرمان بردار
دربار
royal court
مطیع
اطاعت
بستگان
خویشان / اقوام / فامیل
قائل بودن
to believe in, to acknowledge
ماهیت
نهاد / سرشت
نزاع لفظی
verbal quarrel
مطابق
طبق / مطابقت / تطابق
استبداد
دیکتاتوری / خودکامگی
به همه پرسی گذاشتن
to hold a referendum
مرحوم
شادروان