vocab لغت
هم خانواده same-family
Synonymous مترادف
verb فعل
Synonymous مترادف
100

ماهیت

 essence , nature 

100

اجتهاد

مجتهد / جهاد

100

اجلاس

نشست

100

رای گیری کردن

to vote, to put to vote

100

رجال

دولتمرد / دولت مرد

200

بی اعتنایی

ignoring

200

بستگان

بستگی / وابسته

200

دایمی

همیشگی

200

تکیه کردن

to rely on

200

مملکت

کشور

300

طاغوتی

evil

300

رفیق

رفاقت

300

بازنگری

بازبینی

300

پیروی کردن

to follow

300

مطیع

فرمان بردار

400

دربار

royal court

400

مطیع

اطاعت

400

بستگان 

خویشان / اقوام / فامیل

400

قائل بودن

to believe in, to acknowledge

400

ماهیت

نهاد / سرشت

500

نزاع لفظی

verbal quarrel

500

مطابق

طبق / مطابقت / تطابق

500

استبداد

دیکتاتوری / خودکامگی

500

به همه پرسی گذاشتن

to hold a referendum 

500

مرحوم

شادروان

M
e
n
u